خلاصه قسمت هفتم و هشتم سریال گوزل

دانلود سریال جدید|دانلود فیلم بزرگسالان|دانلود فیلم خارجی بدون سانسور


خلاصه قسمت هفتم و هشتم سریال گوزل

سریال , داستان سریال , داستان سریال ترکی , خلاصه قسمت هفتم و هشتم سریال گوزل,

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

خلاصه قسمت هفتم و هشتم سریال گوزل

ParamParca1

خلاصه قسمت هفتم سریال گوزل

الپر زنگ میزنه به سولماز و میگه جهان وقتی دل ارا حامله بود یه زن دیگه هم داشت و از اون بچه داره و سولمازم ذوق میکنه جهان غزلو میبره کافی شاپ و وقتی غزل داره دستشو میشوره جهان یه مقدار پول میزاره تو کیفش و گوزل نمیدونه که جهان با غزله و نگرانشونه تو کافی شاپ غزل میگه میخوام با شما زندگی کنم که جهان

میگه باید با خانوادم حرف بزنم باید ایسو بدونه که غزل میگه شما منو نمیخواین و اینا ولی جهان ارومش میکنه و بر میگردن خونه و با کریمان اشنا میشه بعد گوزل غزلو بغل میکنه میگه نگرانت شدم و باهم میرن تو اتاق و گوزل از بچگی براش میگه و گریه میکنه که منو تنها نزار جهان میره خونه و زنگ میزه به دل ارا که بیا خونه و باهم

دعوا میکنن و دل ارا هم میره خونه کریمانم اصرار داره که غزلو بدین به جهان ولی گوزل مقاومت میکنه جهان به دل ارا میگه طلاق بگیریم ولی دل ارا میگه مردم چی میگن و جهانم اعصبانی میشه و میاد بیرون وقتی میاد خونه میره تو یه اتاق دیگه میخوابه صبح دل ارا خیلی ناراحته میگه باید حلش کنیم ولی جهان قانع نمیشه .

خلاصه قسمت هشتم سریال گوزل

گوزل همش به غزل محبت میکنه و غزل زیاد همراهی نمیکنه وقتی غزل میره مدرسه کریمان فیش برق رو بهش نشون میده و حرف از بی پولی میزنه که گوزل میگه که غزل رو با پول عوض نمیکنه و میره بیرون کریمانم زنگ میزنه به اوزجان شوهر گوزل و بهش میگه که اون زنگ بزنه گوزل میره مدرسه ی ایسو و منتظرش میمونه که وقتی ایسو میبینتش خیلی خوشحال میشه و گوزلم همش نوازشش میکنه و بهش محبت میکنه که میفهمه سرما خورده ایسو اصرار داره که برن یه جا بشینن ولی گوزل که میبینه مریضه میگه تو راه با هم صحبت میکنیم توی تاکسی گوزل یه عکس از دوران بارداریش به ایسو میده و میگه این عکس مشترکمونه خلاصه تا خونه میرسونتش…گوزل میبینه جهان بهش زنگ زده و اونم به جهان زنگ میزنه و باهم قرار ملاقات میزارن…توی یکی از رستوان های جهان. یه پیرمرد سرحال میاد و میگه با جهان کار داره و میشینه غذا میخوره که الپر باهاش صحبت میکنه ومتوجه میشه پدرجهانه و تعجب میکنه چرا تا حالا جهان چیزی دربارش نگفته از اون طرف دلارا به اذرخش میگه بیاد خونشون و در مورد غزل صحبت میکنه و میگه بره و به گوزل پول زیادی بده و غزل رو بگیره ولی اذرخش قبول نمیکنه دلارا میره اتاق ایسو که قاب عکسی که گوزل داده بود رو میبینه و میگه از کجا اوردی ایسو هم میگه توی مدرسه داده که دلارا عصبانی میشه…توی ملاقات جهان و گوزل جهان میگه غزل دوس داره پیش ما بمونه و گوزل عصبانی میشه و میگه غزل بچس و نمیفهمه جهانم قبول میکنه و میگه ازت نمیگریمش و دعوتشو میکنه گوزلم متوجه میشه جهان داره طلاق میگره کریمان میفهمه اوزجان افتاده زندان و وقتی گوزل میاد الکی گریه میکنه و میگه از حرفهاش پشیمونه و بجز گوزل کسی رو نداره گوزلم باور میکنه

پست های جذاب سایت


ارسال نظر





 

?